الشيخ رسول جعفريان
532
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
در خبر واقدى آمده است كه فردى از بنى اسد گفت : چنين اقدامى به مصلحت نيست زيرا بنى اسد خونى بر عهدهء مردم مدينه ندارد ، به علاوه ، مدينه فاصلهء زيادى از آنها دارد ، اضافه بر آن كه بنى اسد سپاهى چون قريش ندارند كه بيش از سه هزار تن با آن تجهيزات بودند . چنان كه همانند آنها نفوذى در قبايل اطراف ندارند تا آنان را به همراهى خود فرا خوانند ، اما گويا سخن وى مؤثر نيفتاد . خبر اين اقدام را يكى از افراد قبيلهء طى - كه آنان نيز اندكى دور تر در همان ناحيهء مىزيستند - كه براى ديدار يكى از اقوام خود به مدينه آمده بود ، آورد ، او به شوى خويش گفت و خبر به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد . « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به انتظار آمدن بنى اسد نماند با اين كه چنين اقدامى مىتوانست حملهء آن سيصد تن را يكباره از بين ببرد ، آن حضرت پيش دستى كرده يك گروه صد و پنجاه نفرى را به سوى بنى اسد فرستاد . فرماندهى اين دسته را ابوسلمة بن عبدالاسد عهدهدار بود . راهنماى اين سپاه همان فرد طائى بود كه مسلمانان را طى چهار روز از بيراهه تا قطن ( 330 كيلومترى مدينه ) كه يكى از چاههاى دشمن بود پيش برد . مسلمانان در اين منطقه بر رمههاى بنى اسد تاخته ، آنها را همراه سه بَرْده ، به غنيمت گرفتند . ديگر بردهها گريختند و خبر حملهء مسلمانان را به بنى اسد دادند و بدين ترتيب آنان متفرق شدند . ابوسلمه يك روز را در آنجا ماند و آنچه رمه در اطراف بود تصاحب كرد و به مدينه بازگشت . خبر ديگرى حاكى است كه درگيرى مختصرى نيز روى داده كه بلافاصله بنى اسد صحنه نبرد را ترك كرده و گريختند . « 2 » ابوسلمه كه از مجروحان غزوهء احد بر اين باور بود كه بهبودى كامل يافته ، اما مجدداً زخمش باز شد و چندى نگذشت كه به واسطهء آن به شهادت رسيد . سيره نويسان او را در زمرهء شهيدان جنگ احد دانستهاند . اقدام ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از بين بردن يكى از چهرههاى معاند و متنفذ قبيلهء هُذَيل بود . به گزارش ابن سعد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خبر يافت كه سفيان بن خالد از قبيله هذيل - از طايفهء لحيان - قصد فراهم كردن نيرو براى جنگ با مسلمانان دارد . آن حضرت در محرم سال چهارم عبد الله بن أنيس را فرستاد تا وى را به قتل برساند . عبد الله نزد وى آمده و گفت : شنيده است كه او به قصد جنگ با محمد نيرو فراهم مىكند و وى مىخواهد به او ملحق شود . پس از اندكى راه كه آشنايانش از گِردش دور شدند ، وى را به قتل رساند و به مدينه گريخت . « 3 » ابن اسحاق اشاره به رخداد مزبور و تاريخ آن ياد نكرده است . « 4 » واقدى نيز
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 342 - 341 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 346 - 345 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، صص 51 - 50 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 620 - 619